من این روز عید را به خانومم بسیار تبریک میگم و امیدوارم که همیشه شاد و شاد وشاد باشد.
عید قربان را به تمامی ایرانیان و مسلمانان جهان تبریک میگویم.
امیدوارم در این روز آنقدر گوشت نخورید که خدای نکرده مریض بشید و کارتون به بیمارستان بکشه.
باز هم به همه هموطنان خودم در هر کجا که هستند تبریک میگم.
پلیس بینالملل
اینترپل (به انگلیسی: Interpol)، سازمانی بینالمللی است که برای مبارزه با مجرمان بینالمللی و برقرار کردن امنیت عمومی کشورهای عضو به وجود آمده است.[۱] اینترپل نام کوتاه سازمان بینالمللی پلیس جنایی (به انگلیسی: International Criminal Police Organization) است که در سال ۱۹۲۳ م در وین پایتخت اتریش ایجاد شد. هدف اصلی این سازمان، همکاری بین پلیس کشورهای عضو و هماهنگ کردن مراجع قضایی این کشورها برای مبارزه با مجرمان و جرمهای بینالمللی است.[۲] مقر این سازمان اکنون در شهر لیون فرانسه است.[۳]
فهرست مندرجات
۱ تاریخچه
۱.۱ زبانهای رسمی
۲ وظایف
۳ تشکیلات
۳.۱ مجمع عمومی
۳.۱.۱ روسای مجمامع عمومی
۳.۲ کمیته اجرایی
۳.۳ دبیرخانه مرکزی
۳.۴ دفتر ملی مرکزی
۳.۵ هسته مشاوران
۳.۶ کمیسیون بررسی پروندههای اینترپل
۴ اعلامیههای بینالمللی
۴.۱ اعلان آبی
۴.۲ اعلان سبز
۴.۳ اعلان زرد
۴.۴ اعلان مشکی
۴.۵ اعلان قرمز
۵ کشورهای عضو
۶ کشورهای غیر عضو
۷ پلیس بینالملل در ایران
۸ پانویسها
۹ منابع
۱۰ پیوند به بیرون
تاریخچه
در سال ۱۹۱۴ م آلبرت اول شاهزادهٔ موناکو اجلاسی ترتیب داد که طی آن، سران پلیس، قاضیان و حقوقدانهای ۲۴ کشور در موناکو، طرح تشکیل سازمان بینالمللی پلیس جنایی را تصویب کردند.[۴] اما با شروع جنگ جهانی اول، این طرح متوقف شد. پس از پایان جنگ، در پاییز ۱۹۱۹ م روسای پلیس هفت کشور اتریش، آلمان، فرانسه، دانمارک، مصر، مجارستان و یونان در وین و برای پیگیری مصوبات اجلاس موناکو گرد هم آمدند و سرانجام این سازمان در ۱۹۲۳ م تشکیل و وین به عنوان مرکز دبیرخانهٔ این سازمان تعیین شد. از آن پس تا سال ۱۹۲۸ م پلیس ۳۴ کشور به این سازمان پیوستند.[۵]
با شروع جنگ جهانی دوم، فعالیتهای این سازمان متوقف شد. پس از جنگ و با افزایش آمار جرم و برهم خوردن نظم کشورها، در سال ۱۹۴۶ م اجلاسی با شرکت ۱۹ کشور در بروکسل، پایتخت بلژیک برگزار شد. در بیست و پنجمین جلسهٔ مجمع عمومی که در وین و در سال ۱۹۵۶ م برگزار شد، اساسنامه و مقررات سازمان پلیس بینالملل به تصویب رسید. طبق این اساسنامه، سازمان از هرگونه دخالت در امور سیاسی، مذهبی، نظامی و نژادی منع شده است. مقر سازمان تا ۱۹۸۹ م شهر پاریس بود و پس از آن به شهر لیون فرانسه منتقل شد.[۶]
زبانهای رسمی
زبانهای رسمی سازمان، از ابتدا، زبان انگلیسی، زبان فرانسوی و زبان اسپانیولی بوده است. در سال ۱۹۸۹ م، با درخواست کشور کویت، زبان عربی نیز به مجموعه زبانهای رسمی این سازمان افزوده شد. علت اینکار، افزایش عضویت کشورهای عربیزبان در این سازمان ذکر شده است.[۷]
وظایف
ایترپل سرمایهای بالغ بر ۵۹ میلیون دلار آمریکا دارد[نیازمند منبع] که از طریق کمکهای کشورهای عضو تهیه شده است. سهم آمریکا در این میان ۵.۵ میلیون دلار است.[نیازمند منبع] تمرکز اصلی اینترپل بر امنیت عمومی، تروریسم، جنایات سازمان یافته، جنایات جنگی، پولشویی، جرائم کامپیوتری، جرائم مالکیت معنوی، قاچاق اسلحه و مواد مخدر است. مهمترین وظایف این سازمان به شرح زیر است:
انجام کلیهٔ امور پلیسی در سطح دنیا
تهیه بانک اطلاعاتی از اطلاعات واصله از کشورهای عضو در زمینههای مختلف از جمله سیاههٔ مجرمین بینالمللی، اتومبیلهای مسروقه، اموال فرهنگی مسروقه، شگرد مجرمين و غیره
برگزاری سمینارها و کنفرانسهای بینالمللی در زمینههای فنی و تخصصی پلیسی
تدوین و صدور بولتنهای تخصصی در زمینهٔ جرائم بینالمللی
ایجاد ارتباط و هماهنگی با مراجع قضایی کشورها در رابطه با مجرمین متواری از کشوری به کشور دیگر
استرداد مجرمین
پیشگیری و كشف سرقتها نظیر سرقت اتومبیل، آثار هنری، بانک، سرقت مسلحانه و غیره
مبارزه با مواد مخدر (کشت، تولید، قاچاق، ترافیك و مسیرهای ترانزیت)
کشف موارد جعل مدارک هويت (گذرنامه، رواديد و ساير مدارک)
کشف جعل اسکناس
اقدام برای یافتن گمشدگان بینالمللی
شناسايی اجساد کشف شده
تعقیب بینالمللی
ردیابی و شناسایی افراد مورد تقاضا
ايجاد ارتباط سریع و آنی با کشورهای عضو
فراهم ساختن امکان مسافرت افسران تحقیق در پروندههای تحت پیگرد به کشوری كه متهم يا متهمان به آنجا متواری شدهاند.
هر چیزی كه مورد مراجعهٔ مراجع انتظامی داخلی كشورها قرار میگیرد، در صورتی كه به خارج از کشور مربوط باشد.[۸]
تشکیلات
اینترپل دارای شش نهاد است که عبارتند از: مجمع عمومی، کمیتهٔ اجرایی، دبیرخانهٔ مرکزی، دفترهای ملی مرکزی، هستهٔ مشاوران و کمیسیون بررسی پروندههای اینترپل.
مجمع عمومی
عالیترین نهاد اینترپل، مجمع عمومی است. این مجمع هر سال در یکی از کشورهای عضو تشکیل میشود. برخی از وظایف این نهاد عبارتند از: اجرای اساسنامه، تصویب برنامههای سالانه و یافتن روشهای مناسب برای رسیدن به اهداف سازمان.
روسای مجمامع عمومی
رئیس مجمع عمومی کشور سالهای فعالیت
اسکار درسلر اتریش (۱۹۲۳ تا ۱۹۴۶ م)
لوئیس داکلوکس فرانسه (۱۹۴۶ تا ۱۹۵۱ م)
مارسل سیکات فرانسه (۱۹۵۱ تا ۱۹۶۳ م)
ژان نیپوت فرانسه (۱۹۶۳ تا ۱۹۷۸ م)
آندره باسارد فرانسه (۱۹۷۸ تا ۱۹۸۵ م)
ریموند کندال انگلستان (۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰ م)
رونالد نوبل آمریکا (سال ۲۰۰۰ م تاکنون)
کمیته اجرایی
این کمیته از رئیس سازمان، دو معاون او و پانزده نفر عضو تشکیل شده است. برخی از وظایف آن عبارتند از: تهیهٔ برنامه و دستور کار مجمع عمومی، نظارت بر کار دبیرخانه و پیشبینی بودجه و مخارج سازمان. این نهاد موظف است حداقل سالی یک بار تشکیل جلسه بدهد.
دبیرخانه مرکزی
از تشکیلات دائمی سازمان است که ریاست آن بر عهدهٔ دبیرکل سازمان است. اجرای برنامههای تصویب شده در مجمع عمومی و کمیتهٔ اجرایی و اعلام مهمترین جرمهای بینالمللی و آمار آن، از وظایف این نهاد است. نتایج اجلاس پلیس بینالملل، ریشهیابی و تحقیق در مورد جرمها در نشریههای گوناگون این نهاد منتشر و برای اعضا ارسال میشود.
دفتر ملی مرکزی
در هریک از کشورهای عضو نهادی با این نام تاسیس میشود. این نهاد از یک سو با دبیرخانهٔ مرکزی و مراکز منظقهای در ارتباط است و از سوی دیگر با دفاتر ملی مرکزی دیگر کشورها مربوط است. مکاتبههای اولیه برای جستجوی متهم یا مجرم فراری، تعیین هویت او، ردیابی، شناسایی، دستگیری و استرداد مجرمان به کشور محل وقوع جرم، بر عهدهٔ این نها است.
هسته مشاوران
این هسته متشکل از گروهی از اساتید دانشگاه و متخصصان رشتههای مختلف است که از سوی کمیتهٔ اجرایی برای مدت سه سال انتخاب میشوند. وظیفهٔ این مشاوران، کمک به اینترپل در حل مسائل تخصصی و علمی است.
کمیسیون بررسی پروندههای اینترپل
این کمیسیون، یکی از بخشهای مستقل سازمان است که سه وظیفهٔ زیر را بر عهده دارد: ۱. بررسی وضعیت پردازش اطلاعات شخصی و مطابقت آن با قوانین و مقررات سازمان ۲. دادن مشاوره به اینترپل در مورد پروژههای سازمان، عملیاتها و هر مشکلی که دربارهٔ وضعیت اطلاعات شخصی افراد وجود داشته باشد ۳. پردازش درخواستهای مربوط به پروندههای موجود در اینترپل.[۹]
اعلامیههای بینالمللی
این اعلامیهها، بخشنامههایی بینالمللی هستند که توسط دفاتر ملی مرکزی در کشورهای مختلف تهیه شده و به دبیرخانه مرکزی فرستاده میشود. دبیرخانهٔ مرکزی این مستندات را برای تمامی کشورهای عضو میفرستد. این اعلامیهها شامل اطلاعات جامعی در مورد تبهکاران و مجرمین بینالمللی با ذکر مشخصات هویتی، شگردهای كار، عکس و آثار انگشتان است و به کشورهای عضو کمک میکند تا ورود و خروج این مجرمان را کنترل کنند. كلیه اعلانهای اينترپل به چهار زبان رسمی سازمان منتشر میشود و حاوی مشخصات هويتی فرد تحت پیگرد، اطلاعات راجع به جوانب قضایی جرم ارتكابی و اقداماتی كه از سوی ادارهٔ اينترپل يا نیروی پلیس كشوری كه فرد تحت پيگرد در آنجا پيدا میشود، بايد انجام گيرد، است. این اعلامیهها بسته به حساسیت محتوایی و موضوع، به چند دستهٔ زیر تقسیم میشوند:
اعلان آبی
اعلان آبی (به انگلیسی: Blue Notice) یا استعلام[۱۰] در زمانی صادر میشود که فردی تحت نظر پلیس يك کشور باشد و اين كشور بخواهد اطلاعات بیشتری راجع به او به دست آورد. در این صورت میتواند از دیگر کشورهای عضو و دبیرخانهٔ مرکزی درخواست کند هرگونه اطلاعات جنایی در خصوص فرد مورد نظر در اختیار دارند، ارسال کنند. دریافت این اطلاعات میتواند به پلیس کشور مربوطه کمک کند تا ارزیابی کاملی در این خصوص به عمل آورده، امکان ارتکاب جرم توسط فرد را پیشبینی و از وقوع جرم پیشگیری کند.
اعلان سبز
اعلان سبز (به انگلیسی: Green Notice) یا هشدار.[۱۱] برای اینكه پلیس کشورهای عضو از وضعيت يک فرد مجرم كه محکومیت خود را گذرانده اما ممكن است دوباره در کشورهای ديگر مبادرت به ارتكاب جرم كند، مطلع شوند، معمولاً ادارات اینترپل كشورهای عضو از طريق دبیرخانهٔ كل و با صدور اعلان سبز، نوع ارتكاب جرم، شگرد كار و ديگر اطلاعات لازم در خصوص چنین فردی را به اطلاع همتایان خود میرسانند. اين افراد ممکن است در چندين كشور مشغول انجام فعالیتهای جنایی باشند، لذا مبنای صدور اين اعلانها، هشدار به كشورهای عضو و امكان بالقوهٔ ارتكاب جرم است.
اعلان زرد
اعلان زرد (به انگلیسی: Yellow Notice) یا اعلان برای گمشدگان[۱۲] در خصوص افرادی صادر میشود كه از محل معمولی خود گم شده و هيچگونه اثری از آنها نیست. بنابراین اینترپل از این طریق میتواند به خانوادهای مفقودان كمک زیادی كند. مشخصات دقیق و عکس گمشدگان توسط اینترپل کشور عضو به دبيرخانهٔ مرکزی ارسال و پس از آن، مرجع اخير با صدور اعلان گمشدگان، مراتب را به كلیه كشورهای عضو اعلام میكند.
اعلان مشکی
اعلان مشکی (به انگلیسی: Black Notice) یا اعلان برای اجساد گمشده[۱۳] برای زمانی است که پلیس كشوری كه اين اجساد در آنجا پيدا شده، از طريق ادارهٔ اینترپل مربوطه از دبیرخانهٔ مرکزی میخواهد در اين خصوص اقدام بررسی کند. خانوادههایی كه از نزديكان خود مدتها بیخبر هستند و به دلايل مختلف به كشورهای ديگر مسافرت كردهاند، میتوانند با مراجعه به آرشيو و با ملاحظهٔ عكسها و مشخصات اجساد شناسايی نشده، آنها را شناسايي کنند.
اعلان قرمز
اعلان قرمز (به انگلیسی: Red Notice) یا اعلان برای افراد تحت پیگرد.[۱۴] با این اعلان میتوان افرادی را كه مرتكب جرم میشوند و به كشور يا كشورهای دیگر میگريزند را تحت پیگرد بینالمللی قرار داد. در اعلان قرمز تصریح میشود كه ادارهٔ اینترپل كشوری كه فرد تحت پیگرد در آنجا پیدا شود، باید بلافاصله ادارهٔ اینترپل كشور درخواست كننده و دبیرخانه مرکزی را مطلع کند. از نظر كشورهایی كه اعلان قرمز را به موجب نظام قضاییشان به رسمیت شناختهاند، اعلان قرمز به منزلهٔ درخواست دستگيری موقت است. لذا اعلان قرمز از اين جهت مبنیی حقوقی دستگیری فرد تحت پیگرد را تشكیل میدهد. به همین دلیل، در اعلان قرمز تأكید میشود كشور درخواست كننده، از چه كشورهایی درخواست استرداد متهم را میكند.[۱۵]
کشورهای عضو
این پلیس هم اکنون (سال ۲۰۰۷) دارای ۱۸۶ عضو (عضو مستقل) است. برخی از این اعضا عبارتند از:
اینترپل فقط به کشورهای عضو سرویس میدهد.
کشورهای غیر عضو
لیست کشورهای غیر عضو تا سال ۲۰۰۷ عبارتاند از:
کره شمالی
کیریباتی
ایالتهای فدرال میکرونزی
پالائو
ساموآ
جزایر سلیمان
چین تایپه (تایوان)
تووالو
وانوآتو
واتیکان
پلیس بینالملل در ایران
ایران در سال ۱۳۰۱ (۱۹۲۳ م) به عضویت پلیس بینالملل درآمد و دفتر این سازمان در تهران تاسیس شد. دفتر ملی مرکزی ایران از سال ۱۳۰۴ فعالیت عملی خود را آغاز کرد. سی و هفتمین اجلاس این سازمان در سال ۱۳۴۷ در تهران برگزار شد. دفتر ملی مرکزی که در ابتدا یکی از بخشهای شهربانی کل کشور بود، از سال ۱۳۳۵ یکی از بخشهای ادارهٔ تشخیص هویت شد. پس از پیروزی انقلاب و با ادغام شهربانی و ژاندارمری و کمیته انقلاب، این دفتر به ادارهٔ کل تبدیل شد و زیر نظر معاونت تحقیقات و کشف جرائم نیروی انتظامی قرار گرفت. از مرداد ماه سال ۱۳۷۷ این دفتر با دستور مسئول وقت ناجا، از تابعیت معاونت تحقیقات و كشف جرائم ناجا، به يك ادارهٔ كل مستقل با چهار اداره و چهار دايرهٔ مستقل، تبدیل شد. در حال حاضر اینترپل تهران تنها كانال ارتباطی مراجع انتظامی و قضايی داخل كشور با خارج از كشور است.[۱۶]
یکی از مهمترین فعالیتهای دفتر پلیس بینالملل ایران، مبارزه با مواد مخدر بوده است. به سبب اهمییت این موضوع، هر چند سال یکبار، اجلاسی از سوی واحد مبارزه با قاچاق مواد مخدر پلیس بینالملل در یکی از کشورهای عضو برگزار میشود. شانزدهمین اجلاس سازمان پلیس بینالملل در سال ۱۳۷۳، و با شرکت ۴۳ کشور و ۱۱ سازمان بینالمللی، در تهران برگزار شد و طی آن، عالیترین نشان پلیس بینالمللی، برای عملکرد موفق ایران در مبارزه با مواد مخدر، به ایران اهدا شد.[۱۷]
سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا-اقیانوسیه
سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا- اقیانوسیه (APEC ) یک گروه اقتصادی از کشورهای حاشیه اقیانوس آرام هستند که به منظور بهبود مناسبات اقتصادی و سیاسی با یکدیگر دیدار مینمایند. آن دارای کمیتههای اجرائی در زمینه دامنه گستردهای از مسائل، از ارتباطات تا شیلات میباشد. سران کشورهای تمام اعضای اپک (به استثنای چین تایپه)، طی یک همایش سالانه تحت عنوان «اجلاس سران اقتصادی اپک» با یکدیگر ملاقات میکنند که مکان برگذاری آن درمیان اعضای اقتصادی اپک در حال گردش میباشد. اپک به خاطر این سنت (آداب) خود مشهور است که رهبران حاضر در آن مطابق با رسوم ملی کشور میزبان خود لباس میپوشند.
فهرست مندرجات
۱ اعضای کنونی
۱.۱ اعضای بالقوه
۲ تاریخچه و توسعه
۳ همچنین نگاه کنید به
۴ منابع
۵ پیوند به بیرون
اعضای کنونی
بیشتر کشورهای نوار ساحلی اقیانوس آرام، جزو اعضای این سازمان میباشند، به استثنای:
کلمبیا و اکوادور در آمریکای جنوبی
شش کشور آمریکای مرکزی که عبارتند از گوآتمالا، السالوادور، نیکاراگوآ، هندوراس، کاستاریکا و پاناما.
کامبوج، هندوستان، تیمور شرقی، ماکائو و کره شمالی در آسیا
جزایر اقیانوس آرام، همچون فیجی، تونگا، ساموآ، وانواتو، توالو و پالائو
اما فرانسه، با داشتن قلمروهای خارجی (جزایر) پولینزی فرانسه، والیس و فوتونا و کالدونیای جدید در اقیانوس آرام حضور دارد.
جمهوری خلق چین تنها علاقمند به حضور سرزمین اصلی چین در این اجلاس بودهاست، زیرا هنگ کنگ، و ماکائو به عنوان کشورهایی با اقتصادهای مجزا فرض میشوند. هنگ کنگ در سال ۱۹۹۱ به اپک پیوست در حالی که مستعمره بریتانیا بود. در سال ۱۹۹۷، هنگ کنگ به یک منطقه ویژه اداری جمهوری خلق چین تبدیل شده و «هنگ کنگ چین» نام گرفت.
در اثر فشار از سوی جمهوری خلق چین، جمهوری تایوان، اجازه ندارد هیچ یک از نامهای جمهوری چین یا تایوان را به خود بدهد بلکه در این سازمان باید با نام چین تایپه به آن اشاره نمود. رئیس جمهور چین مجاز نیست در «اجلاس سالانه سران اقتصادی اپک» شرکت نماید و باید مقام سطح وزارتخانه در امور اقتصادی را به عنوان نماینده این کشور به این اجلاس اعزام نماید.
اعضای بالقوه
هندوستان برای ورود به اپک درخواست نمودهاست. پیشتر این کشور با این موضوع شدیداً مخالف بود، اما با وجود نفوذ و پشتیبانی جدید این کشور از سوی آمریکا، احتمال میرود هند با حضور خود در این اجلاس در جایگاه یک ناظر موافقت نماید.
گوآم نیز با بیان مثال هنگ کنگ، بطور فعال خواستار عضویت جداگانه خود در این اجلاس شدهاست، اما این درخواست از طرف آمریکا با مخالفت روبرو شد، که هم اکنون در گوآم حضور دارد.
تاریخچه و توسعه
در ژانویه ۱۹۸۹، بای هاوک، نخست وزیر استرالیا خواستار همکاری موثرتر اقتصادی در منطقه آسیا پاسیفیک شد. این امر موجب برگذاری اولین اجلاس اپک در کانبرا، استرالیا به ریاست وزیر خارجه آن کشور، گرت ایوانز در ماه نوامبر شد. این اجلاس، با حضور وزیر سیاسی|وزرای ۱۲ کشور، راجع به اقدامات آن جهت اجلاس آتی سالانه در سنگاپور و کره جنوبی تصمیم گیری نمودند.
در ابتدا مالزی با عضویت آسه آن در اپک مخالف بود، در عوض (تشکیل) یک گروه اقتصادی آسیای شرقی (EAEC) را در اپک پیشنهاد نمود، که 'کشورهای غربی ' همچون ایالات متحده| آمریکا، استرالیا یا زلاند نو جزو اعضای آن نمیشدند. این طرح نیز خود از سوی آمریکا و ژاپن مورد مخالفت واقع شد.
اجلاس 2005 اپک، بوسان، کره جنوبی
اولین اجلاس سران اپک در سال ۱۹۹۳ زمانی برگذار شد که بیل کلینتون، رئیس جمهور (وقت) آمریکا، این اجلاس را وسیلهای حساس برای بازگردان دور مذاکرات خود با اروگوئه به مسیر اصلی خود میدید، (به همین منظور) سران اقتصادی کشورهای عضو آن را به بلیک آیلند، واشینگتون دعوت نمود. در بلیک آیلند، سران آن خواستار ادامه کاهش موانع تجاری و سرمایه گذاری با این پیش بینی شدند که «جامعه آسیا پاسیفیک» موجب ارتقاء پیشرفت از طریق همکاری خواهد شد. مقرهای اپک در سنگاپور واقع شدهاست. اپک در سال ۱۹۹۴ در اجلاس بوگور «اهداف بوگور» را که در آن بررسی شده بود، ذکر نمود که عبارت بودند از تجارت و سرمایه گذاری باز و آزاد از طریق کاهش سد تعرفه تا این که به سطحی بین صفر تا پنج درصد در ناحیه آسیا- پاسیفیک برای اقتصادهای صنعتی تا سال۲۰۱۰ و برای اقتصادهای در حال توسعه تا سال ۲۰۲۰ برسد.
اجلاس 2006 اپک، هانوی، ویتنام
در سال ۱۹۹۵، اپک یک مرجع مشاورهای تجاری به نام مجمع مشاوره تجاری اپک تاسیس نمود که شامل سه مقام اجرائی تجاری از هریک از(انواع) اقتصاد عضو بود. در سال۱۹۹۷، اجلاس اپک در وانکوور، ایالت بریتیش کلمبیا (کانادا) برگذار شد. اعتراض عظیمی به راه افتاد زمانی که دولتمردان به افسران سواره نظام پلیس سلطنتی کانادا| RCMP دستور دادند تا برای فرونشاندن آن از قوه قهریه و افشانه فلفل (اشک آور) علیه اعتراض کنندگان غیر خشن استفاده نمایند. معترضان با حضور دیکتاتورهایی همچون سوهارتو، رئیس جمهور اندونزی، مخالف بودند.
فشار اپک برای یک دورجدید مذاکرات تجاری و حمایت از برنامه کمک به ظرفیت سازی تجاری در اجلاس شانگهای در سال ۲۰۰۱، به اجرای موفق دستورکار توسعه دوحه چند هفته پس از آن منجر شد. سران همچنین 'توافق نامه شانگهای '، پیشنهاد شده از سوی آمریکا، را امضاء نمودند که بر اجرای اقدامات اپک در جهت ایجاد بازارهای باز، اصلاح ساختاری، و ظرفیت سازی تاکید نمودند. رهبران به عنوان بخشی از این توافق نامه، متعهد شدند تا استانداردهای شفاف سازی اپک را توسعه داده و پیاده سازند، هزینههای معاملات تجاری را در منطقه آسیا- پاسیفیک تا ٪۵ طی ۵ سال کاهش داده و از سیاستهای آزادسازی تجاری مرتبط با فناوری اطلاعاتی کالاها و خدمات پیروی کنند.
اجلاس 2007 اپک، سیدنی، استرالیا
در سال۲۰۰۳، رضوان حسام الدین رئیس جماعت اسلامیه، نیز که به عنوان پیرو (مذهب) حنبلی شناخته میشود، حملهای را علیه اجلاس اکتبر ۲۰۰۳ اپک در بانکوک طراحی نمود. او در آیوتایا، تایلند نزدیک بانکوک در تاریخ ۱۱ اوت، ۲۰۰۳ توسط پلیس تایلند دستگیر شد، پیش از آن که بتواند نقشه حمله به اجلاس اپک را عملی سازد. در سال۲۰۰۴، شیلی اولین کشور آمریکای جنوبی بود که میزبان اجلاس گردید. دستور کار اجلاس سال ۲۰۰۴ اپک بر روی مسائلی چون تروریسم و بازرگانی، تلاش برای توسعه در سطوح پایین و متوسط و بررسی دقیق توافق نامههای آزاد تجاری و بازرگانی منطقهای متمرکز میشد. اجلاس ۲۰۰۵ در ماه نوامبر در شهر بوسان، کره جنوبی برگذار شد. این اجلاس بر روی موضوع دوره (گفتگوهای) دوحه| دور مذاکرات تجاری دوحه تاکید داشت که در سازمان تجارت جهانی، اجلاس وزیران که دردسامبر همان سال در هنگ کنگ برگذار شد، بیشتر مورد بحث قرار گرفت. چند هفته زودتر، مذاکرات تجاری در پاریس بین اعضای مختلف WTO از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا برگذار شد. این مذاکرات با تمرکز بر کاهش موانع تجاری کشاورزی صورت گرفت. اتحادیه اروپا در برابر کاهشهای عمده در تعرفههای کشاورزی مقاومت مینمود که نوعی فروپاشی در فرآیند آن را به مخاطره میانداخت. در پاسخ (به آن)، اپک اتحادیه اروپا را وادار میساخت تا کاهش یارانه کشاورزی را بپذیرد. گذشته از این اجلاس، معترضان صلح جو علیه اپک در شهر بوسان تظاهرات کردند، اما این امر هیچ گونه مداخلهای در (نتیجه) برنامه اپک نداشت. در۱۹ نوامبر۲۰۰۶، سران حاشیه پاسیفیک (اقیانوس آرام) تقاضا نمودند یک بار دیگر به مسائل مذاکرات راکد تجارت آزاد جهانی پرداخته شود و تروریسم و تهدیدات دیگر برای امنیت محکوم گردد. همچنین اپک از کره شمالی به خاطر آزمایش اخیر اتمی اش انتقاد نمود، و این رژیم منزوی را وادار نمود تا گامهای «منسجم و کارآمدی» به سوی خلع سلاح هستهای بردارد. ویتنام به عنوان میزبان از رشد فراوانی در معاملات چند ملیون دلاری خود برخوردار بودهاست، در حالی که ایالات متحده و روسیه پیمانی را امضا نمودند که به مسکو اجازه میدهد در آینده وارد سازمان تجارت جهانی شود. اولویت اولیه اقتصادی برای این اجلاس، احیای مجدد مذاکرات راکد دوحه درباره گفتگوهای تجارت جهانی است که در ژولای ۲۰۰۶ به دلیل خصومت آمریکا- اروپا پیرامون یارانههای کشاورزی برهم خورد. سران (اپک) مانند جرج دابلیو بوش و رئیس جمهور چین هو جینتائو، یک بیانیه مشترک در هشدار به پیامدهای ”وخیم “ آن صادر نمودند، در صورتی که این مذاکرات با هدف برداشتن موانع تجاری جهت افزایش رشد جهانی و ریشه کنی فقر انجام گیرد، ناکام خواهد ماند.[۱]
سازمان همکاری شانگهای
上海合作组织
Шанхайская организация сотрудничества
کشورهای عضو
اعضای ناظر
دبیرخانه پکن، چین
زبانهای رسمی روسی و چینی
تعداد اعضا ۶ کشور عضو و ۴ کشور ناظر
دبیرکل دبیرکل: بولات نورگالیف
نایب دبیرکل: ولادیمیر زاخاروف
تأسیس ۱۵ ژوئن ۲۰۰۱
[۱]
وبگاه
sectsco.org
سازمان همکاری شانگهای سازمانی میاندولتی است که برای همکاریهای چندجانبه امنیتی تشکیل شدهاست. این سازمان در سال ۲۰۰۱ توسط رهبران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان پایهگذاری شد. سازمان همکاری شانگهای در حقیقت ترکیب جدید سازمان «شانگهای ۵» است که در سال ۱۹۹۶ تأسیس شده بود، ولی نام آن پس از عضویت ازبکستان به «سازمان همکاری شانگهای» تغییر داده شد.
علاوه بر اعضای اصلی، ابتدا مغولستان در سال ۲۰۰۴ و یک سال بعد ایران، پاکستان، و هند به عنوان عضو ناظر به سازمان ملحق شدند.
نقش این سازمان از زمان تاسیس آن تاکنون در منطقه افزایش یافتهاست. این سازمان، بر خلاف سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و پیمان ورشو سابق، هنوز یک معاهده دفاعی چندجانبه به شمار نمیرود.
فهرست مندرجات
۱ نامهای رسمی
۲ کشورهای عضو سازمان
۲.۱ عضوهای اصلی
۲.۲ عضوهای ناظر
۳ پیشینه
۴ فعالیتها
۴.۱ همکاری در مسایل امنیتی
۴.۲ همکاری اقتصادی
۴.۲.۱ افزایش سطح بازرگانی
۴.۲.۲ همکاریهای بانکی
۴.۲.۳ باشگاه مشترک انرژی
۴.۳ همکاریهای فرهنگی
۵ توازن قدرت در جهان چندقطبی
۶ پانویس
۷ پیوند به بیرون
نامهای رسمی
چینی و روسی زبانهای رسمی سازمان همکاری شانگهای هستند. نام رسمی سازمان به زبانهای فوق عبارتاند از:
چینی
چینی (الفبای ساده): 上海合作组织
آوایش: شانگهای هِتزو تسوچژی
روسی
روسی: Шанхайская организация сотрудничества - ШОС
آوایش: شانگهایسکایا اُرگانیزاتسیا سُترودنیچِـستوا
کشورهای عضو سازمان
کشورهای عضو اصلی
روسیه
چین
قزاقستان
قرقیزستان
تاجیکستان
ازبکستان
عضوهای ناظر
ایران
هند
پاکستان
مغولستان
پیشینه
سازمان همکاری شانگهای از دل رقابت قدرتهای بزرگ برسر منطقه ژئوپلیتیک آسیای میانه ظهور کرد. هدف اولیه تاسیس این سازمان، غیرنظامی کردن مرز بین چین و شوروی بود.
گروه «شانگهای ۵» در ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ برابر ۲۶ آوریل سال ۱۹۸۶ با امضای توافقنامهای به منظور «تعمیق اعتماد نظامی در مناظق مرزی» توسط رهبران وقت کشورهای قزاقستان، جمهوری خلق چین، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان به وجود آمد. این کشورها مجدداً در تاریخ در ۲۴ آوریل سال ۱۹۹۷ توافقنامهای به منظور «کاهش نیروهای نظامی در مناطق مرزی» در مسکو به امضا رساندند.
نشستهای کشورهای عضو شانگهای ۵ در سال ۱۹۹۸ در شهر آلماتی (قزاقستان)، در سال ۱۹۹۹ در بیشکک (قرقیزستان)، و در سال ۲۰۰۰ در شهر دوشنبه (تاجیکستان) برگزار شد.
نشست این گروه در سال ۲۰۰۱ در شهر شانگهای در چین برگزار شد. در این نشست نخست کشور ازبکستان به عنوان عضو جدید پذیرفته شد که عملا نام گروه را به «شانگهای ۶» تغییر داد. سپس در ۱۵ ژوئن سال ۲۰۰۱، سران کشورهای عضو در نشستی ضمن قدردانی از عملکرد گروه شانگهای ۵، تأسیس «سازمان همکاری شانگهای» را به هدف افزایش سطح همکاریها اعلام کردند.
سران کشورهای عضو در ۱۷ خرداد ۱۳۸۱ (ژوئن ۲۰۰۲) در شهر سن پترزبورگ کشور روسیه گرد آمدند تا جزئیات اساسنامه سازمان را - شامل اهداف، ساختار و راهکارها - به بحث و بررسی بگذارند. پس از این توافقنامه موجودیت سازمان عملاً از نظر حقوق بینالمللی رسمیت پیدا کرد.
فعالیتها
همکاری در مسایل امنیتی
مسایل امنیتی در آسیای میانه به ویژه تروریسم، جدایی طلبی و افراطی گری عموماً دغدغه اصلی این سازمان محسوب میشود.
«ساختار منطقهای ضدتروریسم» سازمان همکاری شانگهای در نشست ژوئن ۲۰۰۴ در شهر تاشکند در ازبکستان تهیه و تصویب شد. این سازمان در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد که بر اساس مفاد توافقنامه منطقهای، با قاچاق مواد مخدر در طول مرزهای کشورهای عضو مبارزه خواهد کرد.[۲]
گریگوری لگنینف در آوریل ۲۰۰۶ اعلام کرد که پیمان همکاری شانگهای قصد ندارد به سازمانی نظامی (مشابه پیمان ناتو یا پیمان ورشوی سابق) تبدیل شود. اما وی اذعان کرد که برای مقابله با تهدیدهای روزافزون تروریسم، جداییطلبی و افراطیگری ممکن است نیاز به استفاده از نیروهای ارتش کشورهای عضو بوجود آید. در همین راستا کشورهای عضو چندین مانور مشترک نظامی به اجرا گذاشتهاند. اولین مانور نظامی در سال ۲۰۰۳ طی دو فاز در قزاقستان و چین به اجرا درآمد.[۳]
در ماه اوت سال ۲۰۰۵ مانور نظامی بزرگی با شرکت چین و روسیه با نام «ماموریت صلح ۲۰۰۵» به اجرا درآمد. این اولین مانور نظامی مشترک روسیه و چین محسوب میشود. در پی موفقیت این مانور، مقامات روسی اظهار علاقه کردهاند که کشور هند در مانورهای مشترک بعدی حضور داشته باشد و سازمان همکاری شانگهای نقش نظامی نیز در صحنه بینالمللی ایفا کند.[۴]
در پی توافق وزیران دفاع کشورهای عضو پیمان در آوریل ۲۰۰۶، جدیدترین مانور نظامی کشورهای عضو در سال ۲۰۰۷ با شرکت ۴۰۰۰ سرباز ارتش چین در منطقه چلیابینسک در کشور روسیه در اطراف رشته کوههای اورال و مرز جغرافیایی آسیا و اروپا برگزار شد.[۴][۵]
همکاری اقتصادی
افزایش سطح بازرگانی
چهارچوب توافقنامه همکاری اقتصادی کشورهای عضو پیمان نخستین بار در نشست مورخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۳ تهیه و به امضا رسید. در این نشست رئیس دولت چین پیشنهاد کرد که برنامه بلندمدتی برای تشکیل منطقه آزاد تجاری در سازمان تهیه شود. وی در این پیشنهاد ضمناً چندین راهکار کوتاه مدت برای افزایش سطح بازرگانی در میان کشورهای عضو ارائه داد. یکسال پس از این پیشنهاد، در ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۴، سندی شامل یکصد برنامه مشخص برای افزایش سطح بازرگانی میان کشورهای عضو به امضا رسید [۶][۷].
در نشست مسکو مورخ ۲۵ اکتبر ۲۰۰۵، دبیر کل سازمان اعلام کرد که پروژههای مشترک سازمان در زمینه انرژی دارای اولویت بالا هستند. این پروژهها شامل کشف، استخراج و بهرهبرداری از حوزههای نفت و گاز، و استفاده مشترک اعضا از منابع آب شیرین میباشند.
همکاریهای بانکی
دستاورد مهم دیگر این نشست توافق برای تشکیل شورای مشترک بانکی بین کشورهای عضو سازمان بود. هدف از تشکیل این شورای مشترک بانکی تسهیل در فراهم نمودن سرمایه مورد نیاز برای اجرای پروژههای مشترک سازمان عنوان شدهاست. در پی این توافق، نخستین گردهمایی شورای مشترک بانکی سازمان همکاری شانگهای در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۶ در پکن پایتخت چین برگزار شد.[۸][۹]
باشگاه مشترک انرژی
متعاقب آن، کنفرانس بینالمللی «سازمان همکاری شانگهای: دستاوردها و دیدگاهها» (SCO: Results and Perspectives) در شهر آلماتی پایتخت قزاقستان برگزار شد. در این کنفرانس، نماینده وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که روسیه فکر بنیان گذاردن تشکیلاتی بینالمللی با نام «باشگاه انرژی» را در سر میپروراند.[۱۰] دولت روسیه مجدداً در نشست سازمان در نوامبر ۲۰۰۷ در مسکو بر عزم خود برای تشکیل این باشگاه انرژی تاکید نهاد.
همکاریهای فرهنگی
همکاریهای فرهنگی بخشی از چارچوب فعالیت سازمان همکاری شانگهای است. وزیران فرهنگ کشورهای عضو سازمان برای نخستین بار در ۱۲ آوریل ۲۰۰۲ سند همکاری مشترک فرهنگی را در نشست پکن امضا کردند.[۱۱][۱۲]
برای سرعت بخشیدن به همکاریهای مشترک فرهنگی، اعضای سازمان در سال ۲۰۰۵ فستیوال و نمایشگاه مشترکی در شهر آستانه در کشور قزاقستان برگزار کردند.[۱۳]
توازن قدرت در جهان چندقطبی
کشورهای عضو و ناظر سازمان همکاری شانگهای روی هم نه تنها بزرگترین توان اقتصادی، نظامی، هستهای و فضایی جهان را دارا هستند، بلکه بیشترین تولیدکننده و مصرف کننده انرژی در جهان نیز میباشند. مساحت کشورهای عضو (اصلی و ناظر) این سازمان روی هم بیش از ۲۵٫۱ میلیون کیلومتر مربع یا یک چهارم سطح خشکیهای زمین است.
اساسنامه سازمان همکاری شانگهای بر شفافیت عملکرد و بیطرفی نظامی آن تاکید میکند. علیرغم این موضوع، شکی نیست که سازمان همکاری شانگهای تقش موازنه دهندهای در صحنه بینالمللی خصوصاً در مقابل پیمان ناتو ایفا مینماید. برای مثال، ایالات متحده آمریکا درخواستی جهت عضویت به عنوان عضو ناظر به سازمان همکاری شانگهای ارائه کرده بود، اما این درخواست در سال ۲۰۰۵ از طرف سازمان رد شد.[۱۴]
سازمان همکاری شانگهای از آمریکا خواستهاست که پایگاهها و نیروهای نظامی خود را از خاک تمام کشورهای عضو خارج سازد. پس از این درخواست، دولت قرقیزستان رسماً از آمریکا درخواست کرد که برنامه خروج نیروهای آمریکایی و تعطیلی پایگاه هوایی نظامی K-2 را از این کشور را سریعاً تهیه و اعلان کند.[۱۵]
گروه ۲۰
اجلاس سران گروه بیست در واشنگتن
گروه ۲۰ (به انگلیسی: G-20) یا گروه بیست اقتصاد بزرگ گروهی متشکل از وزرای اقتصاد(دارائی) و مسولان بانکهای مرکزی بیست اقتصاد مطرح دنیاست. گروه ۲۰ متشکل از قدرتمندترین کشورهای جهان است که در مجموع ۸۵ درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارند[۱].
فهرست مندرجات
۱ اعضا
۲ شهرهای میزبان اجلاس گروه بیست
۳ اجلاس لندن
۴ منبع
۵ پیوند به بیرون
اعضا
این گروه متشکل از کشورهای زیر است[۲].
• آمریکا • اتحادیه اروپا
• فرانسه • بریتانیا
• آلمان • ایتالیا
• چین • ژاپن
• روسیه • عربستان سعودی
• اندونزی • استرالیا
• ترکیه • برزیل
• آرژانتین • کانادا
• هند • کره جنوبی
• آفریقای جنوبی • مکزیک
شهرهای میزبان اجلاس گروه بیست
۱۹۹۹: برلین, آلمان
۲۰۰۰: مونترال, کانادا
۲۰۰۱: اوتاوا, کانادا
۲۰۰۲: دهلی, هند
۲۰۰۳: مورلیا, مکزیک
۲۰۰۴: برلین, آلمان
۲۰۰۵: پکن, چین
۲۰۰۶: ملبورن, استرالیا
۲۰۰۷: کیپتاون, افریقای جنوبی
۲۰۰۸: سائوپائولو, برزیل
۲۰۰۸: واشنگتن, ایالات متحده
۲۰۰۹: لندن, پادشاهی متحده
۲۰۰۹: پیتزبورگ, ایالات متحده
۲۰۱۰: هانتسویل, کانادا[۳]
اجلاس لندن
نوشتار اصلی: اجلاس ۲۰۰۹ لندن
دوازدهمین اجلاس این گروه در شهر لندن برگزار شد.همزمانی این اجلاس با بحران اقتصادی جهان اهمیت خاصی به این اجلاس دادهبود.در زمان برگزاری این اجلاس تجمعات و تظاهراتهای اعتراضامیز بسیاری برگزار شد که بعضا با دخالت پلیس به خشونت کشیده میشد[۴].
گروه هشت
کشورهای گروه هشت
کانادا
فرانسه
آلمان
ایتالیا
ژاپن
روسیه
بریتانیا
آمریکا
گروه هشت (G8) از هشت کشور صنعتی جهان تشکیل شدهاست که ۶۵٪ اقتصاد جهان را در دست دارند. سران کشورهای این گروه هر ساله یک گردهمایی مشترک با هم دارند.
کشورهای فرانسه، آلمان، بریتانیا، ایتالیا، ژاپن، ایالات متحده آمریکا، روسیه و کانادا این هشت کشور را تشکیل میدهند.
فهرست مندرجات
۱ تاریخچه گروه هشت
۲ دیدار سالانه
۳ کانادا و روسیه به جمع گروه پیوستند
۴ این اجلاس نهادی بینالمللی نیست
۵ روح از دست رفتهٔ رامبولیه
۶ نقدها
۷ جستارهای وابسته
تاریخچه گروه هشت
گروه هشت در تلاش برای پاسخ به یک بحران پدید آمد: در اواسط دههٔ هفتاد، بحران نفتی و از همپاشی سیستم تبادل ارز برتون وودز منجر به بحرانی در اقتصاد جهانی شد. برای کشورهای بزرگ صنعتی این موضوع مطرح بود که چگونه میتوان بر مشکلات غلبه کرد. رئیس جمهور وقت فرانسه، والری ژیسکار دیستن، و صدر اعظم آن هنگام آلمان، هلموت اشمیت، غلبه بر بحران را در راهکاری بینالمللی دیدند و این ایده را پی گرفتند
دیدار سالانه
اولین کنفرانس اقتصاد جهانی سال ۱۹۷۵ در قصر رامبولیه در پاریس برپا شد. پس از آن چنین دیدارهایی سالانه تکرار شدند و هر سال یکی از اعضای این گروه میزبانی اجلاس را که همیشه در ماه مه یا ژوئن، برگزار میشدند بر عهده گرفت.
هدف ازاین نشستها در آغاز شور و مشورت دربارهٔ مسائل روز راهبردهای اقتصادی جهان درمیان جمعی کوچک بود. شرکتکنندگان در اولین اجلاس، سران کشورهای فرانسه، آلمان، بریتانیا، ایتالیا، ژاپن و آمریکا بودند.
کانادا و روسیه به جمع گروه پیوستند
در سال ۱۹۷۶ با پیوستن کانادا به جمع کشورهای عضو، این گروه به «گروه هفت» (G7) تبدیل گردید. در پایان جنگ سرد در سال ۱۹۸۹ روسیه خواستار پیوستن به این گروه شد. پذیرش روسیه در این گروه رفته رفته انجام شد و ۹ سال بعد در سال ۱۹۹۸ این کشور به عضویت رسمی گروه در آمد. در سال ۲۰۰۶ روسیه برای اولین بار ریاست گروه ۸ را بر عهده گرفت و اجلاس سالانهٔ گروه ۸ در سن پترزبورگ برگزار شد.
گروه هشت یک عضو دیگر هم دارد و در حقیقت میتوان حتی از گروه ۹ هم سخن گفت. چرا که از سال ۱۹۸۱ رئیس کمیسیون اروپا هم در این اجلاس شرکت میکند. از سوی دیگر گروه هفت بدون روسیه کماکان به موازات گروه هشت وجود دارد. زیرا مسکو هنوز به همهٔ نهادهای زیر نظر گروه هشت راه ندارد، از جمله رایزنیهای اقتصادی که گاهی بدون شرکت روسیه انجام میگیرند.
این اجلاس نهادی بینالمللی نیست
اولین کنفرانس اقتصاد جهانی بسیار غیررسمی بود. در ضمن گفتگوهای شبانه در کنار شومینه، سران کشورهای عضو شرکت کننده در دیدار، به مزیت امکان تبادل نظر مستقیم در بارهٔ مسائل مهم پی بردند.
اجلاس گروه هشت نهادی بین المللی نیست. گروه هشت فاقد سازمان مدیریتی است و قطعنامههای این اجلاس الزامآور نیست. اجلاس سالانه همیشه از سوی کشور میزبان سازماندهی میشوند و کشور میزبان ریاست اجلاس را بر عهده میگیرد.
روح از دست رفتهٔ رامبولیه
در سالهای آغازین نشست سران، گفتگوها دربارهٔ مسائل مالی و موضوعات مربوط به سیاست ارزی کانون این دیدارها را تشکیل میدادند. در دههٔ ۸۰ مسائل سیاست امنیتی بیشتر در کانون توجه قرار گرفتند. از سوی دیگرمسائل مبرم روز مانند حملهٔ اتحاد شوروی سابق به افغانستان یا فاجعهٔ چرنوبیل احساس نیاز به همکاری را تشدید کردند.
روح رامبولیه- گفتو گوهای غیر رسمی در جمعی کوچک- در سایهٔ سازماندهی نشستهای بزرگ به فراموشی سپرده شد. هماهنگ کردن موضوعهای گوناگون رفته رفته پیچیدهتر شد. امروزه نه تنها سران کشورها با یکدیگر دیدار میکنند بلکه وزرای کشورهای عضو هم پیرامون مسائل گوناگون به بحث و گفتو گو مینشینند. اقتصاد دیگر موضوع اصلی مذاکرات نیست، بلکه در کنار آن به موضوعهایی دیگر مانند تغییرات جوی یا توریسم بینالمللی هم پرداخته میشود.
نقدها
یکی از انتقاداتی که در سالهای اخیر نسبت به گروه ۸ مطرح بوده عدم عضویت کشورهای مهم و تازه قدرت یافته، مانند چین و هند و برزیل و اسپانیا در این گروهاست. گروه ۸ که از سال ۱۹۷۷ نشستهای سالانه برگزار میکند تنها آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایتالیا، آلمان ، فرانسه , ژاپن و روسیه را در برمیگیرد. گروه ۸ امروزه دربر گیرندهٔ قویترین کشورهای اقتصادی جهان نیست. هرچند که ۸ کشور عضو تقریباً دو سوم در آمدهای ناخالص ملی دنیا را به خود اختصاص میدهند، ولی مثلاً بدون چین، که چهارمین درآمد ناخالص ملی را دارد، این اجلاس کامل نیست. همچنین اسپانیا (که بر اساس در آمد ناخالص ملی جلوتر از کانادا و روسیه قرار دارد) بر شرکت در این اجلاس اصرار میکند.
( ادامه مطلب )
رهبران تاریخ ـ عبدالوهاب عباسی هر کشوری دارای رهبری واحدی می باشد در انگلستان این رهبری بر عهدۀ پادشاه و در آمریکا بر عهدۀ رئیس جمهور و در ایران بر عهدۀ ولایت فقیه است.تقریبا کارکرد همگی مثل هم می باشد اما با کمی تفاوت.
در انگلستان پادشاه حالتی نمادین و سمبلیست دارد و به عنوان پادشاه مشروطه میباشد. کارهای اجرایی کشور توسط نخست وزیر صورت می گیرد .تمامی کشورهای جهان نخست وزیر را به عنوان نماینده ملت میشناسند. پادشاه میتواند به نخست وزیر پیشنهاد یا نصیحت کند اما در امور اجرایی نمی تواند دخالت کند . در انگلستان نخست وزیر از میان 2 حزب کارگر و محافظه کار انتخاب میشود و معمولا قدرت همیشه در انگلستان در اختیار این 2 حزب قرار داردو وزیران نیز اکثریت آنها از حزبی که بیشترین قدرت را در مجلس دارند توسط نخست وزیر انتخاب میشوند. معمولا در این کشورها پارلمان حرف اول را میزند و با سقوط حزب اکثریت ، دولت نیز به تدریج از بین می رود و نخست وزیری جدید روی کار می آید. در انگلستان تا کنون مارگارت تاچر از حزب محافظه کار و تونی بلر از حزب کارگر 3 دورۀ متوالی به نخست وزیری رسیدند.
در ایالات متحده امریکا رییس جمهور هم رییس دولت و هم رییس حکومت می باشد . رییس جمهور حاکم اجرایی مطلق در امریکاست وی حتی میتواند قوانین سنا را وتو کند . معاون وی رییس مجلس سنا نیز میباشد . در امریکا از بدو تولد آن تا کنون دموکراسی در آن برقرار بود و هیچ گاه شکل پادشاهی به خود نگرفت. اولین رییس جمهور آمریکا جورج واشینگتن میباشد که اعلام استقلال از انگلستان را بیان کرد. در امریکا رییس جمهور توسط مردم به طور غیر مستقیم و توسط مجلس به طور مستقیم انتخاب میشود دیوان عالی امریکا تنها نهادی است که میتواند رییس جمهور را به دادگاه بکشاند ، این دیوان دارای 9 قاضی است که توسط خود رییس جمهور برای تمام عمر انتخاب میشوند و باید دارای تحصیلات عالیۀ حقوق از بهترین دانشگاههای جهان باشند. در امریکا ارتش رکن اصلی نظام محسوب میشود و دارای قوی ترین ارتش در سطح دنیاست و سالانه بیش از 600 میلیارد دلار بودجه کشور صرف هزینه های ارتش میشود. امنیت حکومت در داخل امریکا بر عهدۀ اف بی آی میباشد و در بیرون بر عهدۀ سازمان سیا. رییس جمهور همیشه از میان 2 حزب دموکرات و جمهوری خواه برگزیده میشود . خصوصیات این احزاب را برایتان میگویم.
حزب جمهوری خواه: جنگ طلب- طرفدار استعمال دخانیات- پروتستان- حزب اکثریت سفید پوستان
حزب دموکرات: صلح طلب – مخالف کارخانه دخانیات- همۀ اقلیتها- حزب همۀ نژادها
اما این خصوصیات احزاب بیشتر حالت نمادین دارد و حرف اول را در امریکا منافع ملی آن میزند. باراک اوباما اولین رییس جمهور سیاه پوست امریکا میباشد و با شعار تغییر روی کار امد . اما تغییرات به خصوصی در کشور انجام نداد. امریکا حامی اصلی صهیونیسم در منطقه است و به صورت آشکار از دولت اشغالگر اسراییل حمایت میکند . در امریکا اقلیتهای زیادی زندگی میکنند و مذهب در ان آزاد است ولی یک رییس جمهور باید حتما پروتستان باشد و بیش از 35 سال سن و 14 سال پیش از انتخابات در امریکا ساکن باشد. اصل یکم قانون اساسی ، اختیارات قوه مجریه را در دست رییس جمهور قرار داد. اصل دوم قانون اساسی رییس جمهور را فرمانده کل قوا میداند اما در عین حال اختیارات جنگی را بین کنگره و رییس جمهور تقسیم میکند کنگره مسئول اعلان جنگ و تامین منابع مالی برای تشکیل نیروهای مسلح و جنگ است ولی رییس جمهور فرماندهی مستقیم نیروهای مسلح را بر عهده دارد.
برای خرید آموزش زبان فرانسه اینجا را کلیک کنید.
گاهی وقتها بعضی از انسانها را می بینیم که دارای ابهت و جذابیت خاصی هستند وبه گفتۀ ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی که تمامی انسانها دارای نیرویی ماورایی به نام کاریزما هستند که به آنان ابهت و جذابیت میبخشد . با این تفاوت که مقدار آن در انسانها متفاوت است. به جرات می توان گفت خمینی از ان دست انسانهایی است که دارای نیروی کاریزمای فوق العاده ای بود .
این معمار بزرگ انقلاب دارای چنان سیاستی بود که هیچ مخالف انقلاب جرات رویارویی با وی را نداشت. با انسانهای درست و پاکدامن انچنان مهربان و دلسوز بود که گویی فکر می کردی با یک کودک معصوم صحبت میکنی و با دشمنان و انسانهای نا پاک و دزد صفت به مانند یک دژخیم بود.
براستی اگر خمینی بزرگ الان بود کسی جرات دزدی و اختلاص و گرفتن رشوه را داشت ؟
خصوصیات این رهبر بزرگ:
1- با اقتدار و قدرتمند
2- دلسوز و مهربان و در عین حال با سیاست و کاریز ما
3- اگاه به سیاست و کشور داری
4- اگاه به امور زمان حال و گذشته و حتی اینده
انگار تمامی دنیا علیه ما شدند ، در جلسۀ چند روز قبل سازمان ملل متحد 15 عضو دائم و غیر دائم شورای امنیت در مورد پروندۀ هسته ای ایران اقدام به تصمیم گیری کردند و در این رای گیری 12 عضو در مخالفت با فعالیت هسته ای ایران رای مثبت دادند و لبنان رای ممتنع و برزیل و ترکیه رای منفی دادند.
راستی چرا ابر قدرتها که خود دارای بمب هسته ای هستند در مقابل فعالیت صلح امیز ایران مقاومت میکنند؟
چرا اسرائیل با اینکه دارای 200 کلاهک هسته ای است و حتی عضو سازمان npt هم نیست و این همه کشتار و جنایت رادر منطقه مرتکب میشود مورد باز خواست قرار نمیگیرد؟
چرا ابرقدرتها فقط خود می خواهند بر دنیا مسلط باشند؟
ایران تنها کشوری است که علنا در مقابل ابر قدرتها ایستادگی میکند و من از این بابت به کشورم افتخار میکنم. قطعنامه 1929 تنها قطعنامه ای نیست که در مورد ایران به اجرا در می اید ایران بعد از انقلاب دائما مورد تحریم بود . اگرچه از لحاظ فناوری و تکنولوژی کمی عقب افتادیم اما چه کنیم که امریکایی ها از ما خواسته های نا معقولی دارند که هیچ کشوری حاضر به پذیرش ان نیست.برای رهایی از این منجلاب چند راه حل وجود داردکه به ترتیب زیر بیان میکنم.
1-ایجاد انقلاب علمی عظیم ( تخصیص بودجه های هنگفت برای توسعۀ علمی و فنی)
2-افزایش دستگاههای دیپلماسی و تقویت سیاست خارجی درست و قوی
3-جدی گرفتن این قطعنامه ها و استفاده از فرصتهای بوجود امده توسط تحریمها
4-آموزش فرهنگ سیاسی و فرهنگ مدنی در کشور
در خاتمه باید گفت که این تحریمها امری جدید نیست باید برگشت و به تاریخ کشورمان خوب بنگریم و خوب از آن عبرت بگیریم و ببینیم با چه سیاست درست و منطقی می توان با غرب راه تعامل را پیمود.
اقدامات داریوش بزرگ
1 – تعدیل نظام مالیاتی ، که از ابتکارات گیومت بود ، را داریوش وسعت داد و اصلاح نظام مالیاتی از کارهای وی بود.
2_ اصلاح قوانین دادگستری ، داریوش قوانین مالیکت را هم تعدیل کرد که اگرچه به سود دولتی ها و منصوبین دربار بود اما همین تعدیل از یک سری هرج و مرج ها کاست.
3_ تاسیس سپاه جاویدان ، عدۀ این لشگر 10 هزار نفر بود و هیچگاه از تعداد آنها کم نمی شد چون فورا جاهای خالی را پر می کردند . به واسطۀ وجود این سپاه ، امنیت در تمام ممالک تامین می شد و بعلاوه یک سپاه 4 هزار نفری از پیاده و سواره ، از پایتخت و قصر سلطنتی محافظت می کردند.
4_ داریوش سیستمی را به وجود آورد به نام پیک و در واقع به معنای سیستم پستی یعنی خبر رسانی سریع بوده است که در آن ، جاسوسان مطالب را سریعا جمع آوری کرده و به سازمان اطلاعات داریوش می رساندند.
5_ تا پیش از داریوش وضعیت معاملات چه در داخل و چه در خارج کشور مشخص نیست اما آنچه که مشخص است ، این است که سیستم داد و ستدی بوده است نه پولی . داریوش برای این که خود را با سیستم معاملاتی بین المللی وفق دهد اقدام به ضرب سکۀ طلایی کرد به نام وریک یا دریک ، که مردم به هیچ وجه حق استفادۀ از آن را نداشتند و فقط دولت برای معاملاتش از این سکه استفاده میکرد ، حتی ساتراپها هم از آن استفاده نمی کردند بلکه از نقره و سایر فلزات استفاده می کردند.
6_ تاسیس سازمان چشم و گوش ( جاسوسی ) ، یعنی ماموران آن در هر جا که بودند مثل این بود که چشم شاه می دید و گوش شاه می شنید . آنها وضعیت پادگانها ، وضعیت مالی و ... را جمع آوری کرده و به نزدیکترین دفاتر جاسوسی می رساندند.
7_ داریوش عقیده داشت که ابتدا باید اقتصاد را درست کرد و به این جهت از سارد تا شوش ، جادۀ شاهی را به وجود آوردکه طول آن 2500 کیلومتر بود و در طول مسیر ، بین 100 تا 110 کاروانسرا وجود داشت ، یعنی فاصلۀ بین هر کاروانسرا 25 کیلومتر بوده است . کار این کاروانسراها در زمان جنگ ، اختصاص به کاروانهای نظامی پیدا میکرد ، اما در موارد آرامش ، کار آنها حمایت از مال التجارۀ کاروانها ، دادن آذوقه به آنها و ...بوده است.
8_ داریوش در فاصلۀ بین دریای سرخ و رود نیل ترعه ای به وجود آورد و در آن کتیبه ای نقش کرد این ترعه همان کانال سوئز است.
9_ داریوش امپراطوری هخامنشی را به 20 تا 22 ساتراپ تقسیم کرد که در نتیجۀ آن ، هم از موضوع منطقه ای شدن مناطق جلوگیری می کرد و هم بیشتر و راحت تر ، مالیتها را جمع آوری می کرد . هر بخش را به یک نفر به نام شهربان سپرد که هم از نظر امنیتی ، دولت تامین باشد و هم از نظر مسائل دیگر. همچنین برای کمک به والیان و نیز برای این که کارها در دست یک نفر نباشد دو نفر ازمرکز مامور میشدند ، یکی برای فرماندهی قشون محلی یا ساخلو و دیگری به اسم سردبیر که کارهای کشوری را اداره میکرد . سردبیر در واقع مفتش مرکز در ایالت بود و مقصود از تاسیس این شغل این بود که مرکز بداند احکامی که به والی صادر میشود اجرا میگردد یا نه.
10_ داریوش تعدادی از مخالفین خود را سرکوب کرد که برای تعداد آنها ، داریوش هیچگاه عدد صحیحی به کار نبرده است ، اما آنچه مسلم است در زمان وی 19 منطقه طغیان کردند که داریوش می گوید من همۀ آنها را کشتم .
11_ داریوش کاخهای شوش و تخت جمشید را نیز بنا کرد.
منبع: برگرفته از کتاب باستان شناسی و هنر دوران تاریخی ماد ، هخامنشی ، اشکانی ،ساسانی . تالیف: علی اکبر سرفراز – بهمن فیروزمندی ، صص110،111
گوشتخواران متمدن (1) عبدالوهاب عباسی
مقدمه
به گفته ماکیاول و هابز انسانها طبیعتا و ذاتا بد و شرور هستند البته بیانات این آقایان کمی هم بیراه نیست در دنیای امروزی که صنعت و تکنولوژی جای فرهنگ و سنت گذشته را گرفته و حرف اول را پول و مادیات میزند کم کم گذشت و محبت کمتر میشود. انسانها برای رسیدن به موفقیت و ترقی خیلی از چیزها را پایمال و لگد کوب میکنند و پیشرفت و توسعه جمعی را فدای پیشرفت شخصی خود میکنند. کمک به همنوعان ، دلسوزی برای وطن، تلاش برای توسعه و عمران وآبادی شهر و محله ، به فکر بودن نسلهای آینده ، تلاش و کوشش و... از بین می رود.انسانها ظاهری انسانی دارند اما باطن آنان به سوی زندگی حیوانی سوق پیدا میکند . البته این طبیعت بشر میباشد اینکه زنده بماند و خود را خواستن. براستی بزرگترین میل بشریت میل به زنده ماندن است. فرهنگ، تمدن و دین ، مولفه های درست زنده ماندن و درست زندگی کردن بشر هستند. و بشر باید فهم صحیح و منطقی از این مولفه ها داشته باشد. تجربه خواستن و ماندن را درپدیده استعمار میتوان یافت که چطور اروپای به ظاهر متمدن برای یافتن مطامع خود انسانهای زیادی را زیر یوغ استعماری خود قرار داد.
پدیده ای کهن به نام استعمار (2)
پدیده استعمار سابقه ای دیرینه دارد ، بعضی از صاحبنظران پیشینه استعمار را به دوران باستان پیوند می دهند و کارها و اقدامات حکومتهای باستانی نظیر فنیقیه ، یونانیها و رومی ها را در ایجاد کمپهایی در خارج از سرزمینهای خود ، به منظور تجارت یا جنگ و یا افزایش و نفوذ فرهنگ خود به ملل دیگر را نوعی استعمار میدانستند. (3) اما استعمار از قرن 13 و 14 ، کارخود را برای جستجو ها آغاز کرد.سرزمینهای زیادی از خاورمیانه تا شمال آفریقا و بسیاری دیگر از سرزمینهای کره خاکی زیر سیطره استعمار در آمد . سالیان سال سرزمینهای هندوستان ، الجزایر ، تونس ، اتیوپی ، مراکش ، آفریقای جنوبی و بسیاری از سرزمینهای آفریقایی و آسیایی زیر سلطه استعمار قرار گرفته و دارای زبان و فرهنگ استعماری شدند . اگر چه استعمار موجب پیشرفت و تمدن ظاهری در مستعمرات گردید اما در باطن کشورهای اروپایی قتل ، غارت وبه یغما بردن منابع انبوه این سرزمینها موج میزند. برای مثال : پرتغالیها هر فرد بومی یا قبیله ای را که کوچکترین مانع در راه منافع آنها میشد به قتل میرساندند. به قول یکی ازبومیان این مستعمرات که « وجود و تعداد پرتغالیها در این سرزمین، خطرناکتر از تعداد ببرها و پلنگ هاست» (4) آلمانها قبیله ای از مردم آفریقا را آنقدر در صحرای سوزان آفریقا تعقیب کردند تا از گرسنگی و تشنگی کشته شدند. و ایتالیاییها بسیاری از مستعمرات خود را در شمال آفریقا را به توپ می بستند. یکی از دلایل قدرت این استعمارگران وجود قوهء بحری قدرتمند بود. استعمارگران برای یافتن مطامع جدید و سرزمینهای نو جستجوهای دریایی را آغاز کردند. اولین قدرت دریایی پرتغال بود که توسط سردار معروف خود آلبوکرک (5) بسیاری از مناطق دنیا را به خاک و خون کشید. کم کم اسپانیا ، فرانسه ، انگلیس ، ایتالیا ، هلند ، بلژیک ، ژاپن ، روسیه ، آلمان و آمریکا (6) جستجوهای استعماری خود را آغاز کردند. البته استعمار ، کمی هم وابسته به خصلتهای امپریالیستی رهبران نیز بود ، و کاملا روندهای مشخص اقتصادی نداشت و نتیجهء روانی رفتار حکمرانان اشرافی بود . چنانچه شومپیتراین تعریف را از امپریالیسم بیان میکند ، « موضع گیری بی هدف دولت برای گسترش قهرآمیز و بی پایان»(7) در این جا باید به این نکته اشاره کنم که واژهء امپریالیسم(8) با استعمار کمی متفاوت است اما میتوان آن را در یک سبد جای داد . به گفته شومپیتر که امپریالیسم دارای ماهیتی بی هدف و دارای گسترش قهرامیز و بی پایان است را میتوان در نمونه انگلستان و فرانسه یافت که این دو کشور به تنهایی هفت و نیم میلیون مایل مربع سرزمینهای مختلف را در اختیار داشتند.(9) و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در اداره ء این سرزمینها با مشکلات فراوانی روبرو بودند. برای مثال انگلستان در باتلاق هندوستان و فرانسه در باتلاق الجزایر گیر کرده بودند. مبحث اصلی این مقاله در مورد خوی کشورهای امپریالیستی و استعماری و زیاده خواهی این سرزمینهای به ظاهر پدید آورندهء صلح و دوستی میباشد. در اینجا نباید مواد اولیه مستعمرات و بازارهای استعماری را از نظر دور داشت، مهمترین چیزهایی که باعث ورود استعمار در این سرزمینها میشد مواد خام اولیه و منابع و معادن سرشار از فلزات گرانبهای این سرزمینها بود، به گونه ای که مارکوپلوی جوان پس از سفر به آسیا و چین و ژاپن، در سفرنامه خود به نام " کتاب عجایب " که به زبان فرانسه منتشر کرده بود ، نوشت : در " زی پانگو " ژاپن امروز ، آن قدر طلا موجود است که قصر پادشاه را به اندازهء دو انگشت از زر ناب مفروش کرده اند.(10) کشف سرزمینهای جدید ، زمینه افزایش ثروت ملل اروپایی را فراهم آورد و کم کم زمینه توسعه و آهنگ پیشرفت در کل اروپا زده شد و کشورهای مستعمره نه تنها به مانند اروپا نشدند حتی کاملا مطیع و فاقد فن آوری نوین صنعتی آن روز شدند و همگی در انحصار اروپا قرار داشت، زیرا اگر مستعمرات به مانند اربابان خود میشدند دیگر نیازی به ارباب نبود و کم کم به مانند آنان میشدند واین خطری برای غرب و ثروت باد آورده ملل اروپا بود.
استعمار اروپاییان بر ملل آمریکای لاتین:
اروپاییان تنها بر سرزمینهای آسیایی و آفریقایی مهاجرت و لشگر کشی نمیکردند بلکه بعد از کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و اکتشافات ماژلان(11) ، که قاره آمریکای جنوبی را دور زد و با کشف تنگه 600 کیلومتری ماژلان که بعدها نام خود را روی آن گذاشت(12) ، اروپاییان دیگر با این قاره آشنا شدند و کم کم به آن راه یافتند.به عنوان مثال : بعدها فرانسوی ها وارد آمریکای شمالی و کانادا شدند و حتی سرزمین وسیع می سی سی پی را در انحصار خود داشتند. حتی امروزه در کانادا ، شهر کبک کلا فرانسوی زبان و فرانسوی نژادها در آن ساکن هستند، و یا زبان مردم آمریکای لاتین اسپانیایی و پرتغالی است که میراث دوران استعمار میباشد. اولین برخورد اروپاییان با بومیان آمریکای لاتین خشونت آمیز و غارتگرانه بود.(13) ، پرتغالیها و اسپانیاییها برای بدست آوردن طلا و جواهرات و ظروف قیمتی با بومیان درگیر و حتی آنان را به قتل می رساندند، ودر بعضی مناطق بومیان سالها در مقابل آنان مقابله و ایستادگی کردند . سیطرۀ استعمارگرن اروپایی بر آمریکای لاتین ، براساس بهره وری از معادن و کشتزارهای این منطقه شکل گرفت و تثبیت شد.(14) آنان (اروپاییان ) بومیان را در معادن و کشتزارها به بردگی می گرفتند و حتی از نیروی انسانی بومی در راه مطامع استعماری خود بهره های فراوانی می بردند.پیشرفت و تمدن پر زرق و برق دنیای امروز ملل اروپا و غرب را باید در معادن ، منابع ، کشتزارها ، موادخام اولیه و حتی بردگان و نیروی انسانی بومی مستعمرات دانست. اگر چه اروپاییان دارای ابزار فکری و نظامی بودند اما بدون وجود مستعمرات ، چنین دنیای متمدن و زیبایی در غرب اصالتا وجود نداشت. در این مقاله از پرداختن به موضوعات حاشیه ای استعمار در آسیا ،آفریقا ، خاورمیانه و خلیج فارس خودداری کرده ام و به صورت ساده و مختصر به روند استعمار در آمریکای لاتین پرداخته ام زیرا هدف از این نوشتار معرفی و شناسایی ماهیت و ابعاد استعمار میباشد. در پایان این مقاله به نتیجه گیری کلی در مورد انسان غربی ، تمدن غرب و استعمار و مزیتها و معایب آن بر مستعمرات دست خواهیم زد.(البته نتیجه گیری در مورد استعمار می تواند کلی و سطحی باشد زیرا نتیجه گیری عمقی و دقیق و فاقد عیب و ایراد ، نیازمند وقت لازم و فراوان می باشد، در این روند تنها به نکات کلی و آشکار اشاره و بسنده خواهد شد).
نتیجه گیری :
همه ما میدانیم که حکومتهای اروپایی برای رسیدن به ثروت و دستیابی به طلا و جواهرات ، منابع و معادن کشورهای عقب مانده پا به سرزمینهای دور می گذاشتند و حتی امروزه هم کشورهای قدرتمند همان خصلت استعماری قرن 16 و 17 را در خود دارند ، به عنوان نمونه بارز آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و بنیان دموکراسی پا به منطقه خاورمیانه و خلیج فارس گذاشت اما در پشت پردهء مبارزه ، لوله های سرشار از نفت راه غرب را طی می کنند، براساس ضرب المثل ما ایرانیان ، سلام گرگ بی طمع نیست.اما اینکه چرا اروپاییان راه استعماری را در پیش گرفتند می توان به طور خلاصه دلایل زیر را ذکر کرد: 1- روحیهء ماجراجویی اروپاییان، مانند سفرهای مارکو پلو- واسکودوگاما- ماژلان-آلبوکرک. 2- احساس نیاز به مواد خام اولیه برای بازارهای خود. 3-قدرت نظامی بری و بحری. اما در کنار استعمار مزایا و معایبی نصیب سرزمینهای مستعمره بعد از استعمار گردید که به نمونه هایی از آن اشاره میکنیم.. مزایا: 1 – پیشرفت مدرن گرای سرزمینهای مستعمره که تا قبل از آن بصورت قبیله ای ، و بدون تمدن زندگی می کردند. 2 – ساخت و ساز ساختمانها ، پلها ، مدارس و دانشگاهها که در ابتدا به صورت مدارس مذهبی بودند و قبیله های نیمه وحشی آفریقا و آمریکای لاتین را به سمت زندگی شهری و اجتماعی نو کشاند. 3 – آشنایی ملل مستعمره با دنیای خارج و شناخت فرهنگ و زبان و تمدن غرب. 4 – بسیاری از ساختارهای استعمار بعد از خروج استعمار دست نخورده باقی ماندند و ساختارهای بومی در ساختارهای غربی تلفیق و مخلوط و به نوعی تسلیم ساختار غربی شدند. ( قضاوت در مورد ارزشمندی و نوع برداشت از خوب یا بد بودن این بند به عهدهء خواننده میباشد). معایب: 1 – به تاراج رفتن ثروت، منابع ، معادن ، کشتزارها و بسیاری از چیزهای ارزشمندملل آسیایی، آفریقایی ، آمریکایی. 2 – قتل بسیاری از انسانهای بیگناه که ظاهری وحشی داشتند ، اما همین انسانها در برخوردهایی چند با مظاهر غربی با آنها انس و خو گرفتند. 3 – از بین بردن ساختارها ، فرهنگها و زبان ملل مستعمره و جایگزین شدن فرهنگ ، ساختارو زبان اروپایی بر اساس مهاجرت بی رویهء آنان به این سرزمینها و اقامت طویل المدت آنان. 4 – ایجاد جنگهای خونین اروپاییان با مردمان بومی این سرزمینها، مانند جنگ پلاسی (1757) انگلیسیها با هندیها. 5 – از بین بردن اقتصاد بومی این سرزمینها و ادغام آن با بازارهای جهانی ، (مسایل سیاسی اقتصادی جهان سوم –ساعی) . در خاتمه باید به عرض رساند که بحث در مورد معایب و مزایای استعمار بحثی بسیار فوار و در گفتمان نیازمند ساعتها گفتگوست ودر اینجا به علت کوتاه نویسی در نگارش مقاله از جزئیات پرهیز نموده و به مباحث کلی اشاره گردید.
پی نوشت
1- CIVILIZED CARNIVOROUSES 2- COLONIZATION 3-ساعی ، احمد ، مسایل سیلسی اقتصادی جهان سوم ، چ6، (تهران، سمت، 1383) ص 46 4-بزرگممهری، مجید ، تاریخ روابط بین الملل ، چ1، (تهران، سمت، 1384) 5-آلبوکرک سردار نظامی پرتغالی بود که به هر منطقه ای پا میگذاشت در صورت مقاومت مردم آن منطقه آنجا را به خاک و خون و آتش میکشید وی در شهر مسقط ، به خاطر مقاومت مردم ، بینی هزاران نفر از اهالی آنجا را برید. (سیر قدرت در دریاها) 6- آمریکا از استعمارگران اولیه نبود . بر اساس طرح مونروئه، آمریکا در امور اروپا و دیگران دخالت نمیکرد اما بعد از ج.ج.اول کم کم وارد میادین استعماری شد. 7- ساعی، احمد ، نظریه های امپریالیسم ،چ3، (تهران، قومس، 1383) ص 16 8- مترادف استعمار ، در ابتدا به حکومتی اطلاق میشد که در آن یک حاکم نیرومند برتعداد زیادی از سرزمینهای دور و نزدیک حاکمیت داشت (امپراطوری) ولی بعدها به هر گونه حاکمیت مستقیم و یا غیر مستقیم کشورهای قدرتمند بر کشورهای دیگر ، عنوان امپریالیسم داده شد.(ساعی ، مسایل سیاسی و اقتصادی جهان سوم ) 9-قوام،سیدعبدالعلی ، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل ،چ9، (تهران، سمت، 1382) ص19 10- بزرگمهری،مجید ، تاریخ روابط بین الملل ، ص20 11- ماژلان با کشف تنگه ماژلان که 600 کیلومتر بود اقیانوس آرام را کشف کرد و چون آب و هوای آن را مناسب حال خود دید نام آن را آرام نهاد. 12- همان، ص22 13- ساعی ، مسایل سیاسی اقتصادی جهان سوم ، ص 51 14- همان ، ص51
( ادامه مطلب )
آنارشیسم عبدالوهاب عباسی
مقدمه
" حکومتها تازیانۀ خدا هستند " (1) این جملۀ آنارشیست معروف پرودون فرانسوی است که با هر نوع حکومت به مخالفت بر می خیزد. آنارشیست ها با هر نوع حکومت ، قانون و سلطه مخالف هستند و آن را سدی در برابر آزادی فردی می دانند. و این سوال در اینجا مطرح می شود که آیا واقعا حکومتها مانع آزادی هستند و یا موجد آزادی اند؟ در مقابل اندیشه آنارشیستی ، کسانی نیز هستند که وجود دولت و حکومت را لازم می دانند کسانی مانند ماکیاول، هابز و هگل. هگل " آزادی را تنها در اطاعت مطلق از قدرت دولت می داند " (2) که در نقطۀ مقابل اندیشۀ آنارشیستی قرار دارد.
آنارشیسم چیست؟
کلمۀ آنارشیسم از ریشۀ Anarchia گرفته شده که به معنی عدم حکومت می باشد و جزء افراطی ترین شاخۀ اندیویدوآلیسم (3) میباشد و با هر گونه حکومت و قدرت سیاسی مخالف بوده و یکی از ویژگیهای آن تضاد و مخالفت با دولت و هر گونه شکل حکومتی است. و معتقد است وجود دولت ، به هر صورت تهدیدی است برای زندگی سعادتمندانۀ فردی و آزادیهای افراد. از نظر آنارشیستها حکومت شر است وباید از شر پرهیز کرد و انسان ذاتا موجودی اجتماعی است که خود می تواند بدون قانون و سلطه زندگی خود را اداره کند. حتی آنارشیستها با مالکیت خصوصی نیز مخالف هستند وآن را وسیلۀ ظلم و ستم عده ای بر عده ای دیگر می دانند. بنیاد آنارشیسم بر دشمنی با دولت است ، با این حال حتی قدرت سازمان یافتۀ اجتماعی و دینی را نیز ناروا می داند و قوانین دولت و حکومت را سر چشمۀ تجاوز و خاستگاه همۀ بدیهای اجتماعی می داند، به این خاطر خواستار از میان رفتن همۀ دولتهاست. دکتر حسین بشیریه در کتاب آموزش دانش سیاسی می گوید: " به طور کلی آنارشیستها با حکومت مبتنی بر زور مخالفت ورزیده اند ، اما هرگز خواستار از میان برداشتن نهاد حکومت بطور کلی نبوده اند . آنارشیستها دولتهای فعلی را به عنوان تجسم زور و سلطه محکوم می کنند اما به هر حال نهاد حکومت در جوامع بشری را مفید می دانند. با این حال حکومت مورد نظر آنها باید مطلقا داوطلبانه و فاقد هر گونه قدرت کاربرد زور و سلطه بر علیۀ شهروندان باشد(ص144) آنارشیستها حتی دموکراسی را نیز قبول ندارند و آن را استبداد اکثریت می دانند و معتقد هستند که قدرت سیاسی به هر شکل که باشد و نوع حکومت به هر ترتیبی که باشد باز از زور و فشار استفاده خواهد کرد.
ریشۀ تاریخی آنارشیسم:
ریشۀ تاریخی آنارشیسم به قبل از میلاد مسیح بر می گردد، سه قرن پیش از میلاد دانشمندی به نام " زنو " با توجه به تالیف کتابش، به مخالفت با هر گونه نظام حکومتی بر خاسته و شاید بتوان گفت اولین کسی باشد که فکر ( عدم حکومت ) را به این صورت تدوین کرده است. در قرون وسطی نیز گروهی به نام ( مساواتیان ) که گروهی مذهبی بودند از این اندیشۀ آنارشیستی حمایت کردند. آنارشیسم در فلسفۀ یونان ، بویژه در مکتب کلبیون نیز وجود داشته است. و حتی ژان ژاک روسو اندیشۀ آنارشیستی داشته و معتقد بود " انسان ذاتا خوب است و این جامعه است که اورا به بدی می کشاند " ، اما با این حال وجود حکومت را یک قرارداد اجتماعی می دانست.
متفکران و دانشمندان آنارشیست:
اندیشه و مکتب آنارشیست به دوران گذشته و حال بر می گردد ، اما آنارشیسم به معنای امروزی آن در اوائل قرن نوزدهم توسط ویلیام گادوین (4) (1843-1756) ارائه گردید ، وی از بر افتادن هر نوع حکومتی جانبداری می کرد وی فردگرا بوده و معتقد بود که مصلحت انسان در این است که تمام قوانین و نظامات حکومتی از بیخ و بن کنده شود و انسان به حال آزاد درآید. و در این صورت است که به طرف غریزۀ عقلانی خود سوق می یابد و بر اساس مقتضیات عقلانی و بر اساس غریزۀ اجتماعی به سپری کردن امور خود می پردازد و در سایۀ این آزادی کامل به رشد شخصیت خویش و شکوفایی آن می رسد. پرودون( 1865-1809) – دانشمند فرانسوی ، مهم ترین و مشهورترین چهرۀ آنارشیسم است و نام آنارشیسم همواره با نام او معرفی شده و اولین کسی بود که لفظ آنارشی را به کار برد. وی خواهان تغییر دادن آرام جامعه بود و آنارشیست مسالمت جو نامیده می شد . پرودون نیز فرد باور بوده و با مالکیت مخالفتی نداشت و فقط خواهان بهبود چگونگی کسب و بهره برداری از آن بود .وی به پدر آنارشیسم نیز لقب گرفته است . وی معتقد بود باید به صورت مسالمت آمیز به براندازی حکومت رسید. او نظام اجتماعی بدون دولت و حکومت را کامل ترین سازمان اجتماعی بشری می دانست و حکومت هر فرد بر فرد دیگری را ستم تلقی می نمود و بیش از همه بر طرح " تعاون متقابل " تاکید می ورزید. میشل باکونین ( 1876-1814) _ وی آنارشیستی جمع گراست ، و در خاندانی اشرافی در روسیه زاده شده است و " پدر آنارشیسم جدید " نام دارد (5) . وی معتقد بود با هر اقدام ممکن از قبیل : ترور، خرابکاری ، هرج و مرج ، اعتصاب عمومی و غیره ... باید به برانداختن نظامهای حکومتی پرداخت. وی چون با هر گونه نظامی علاوه بر نظام قانونی هم ، مخالف بود او را آنارشیست نیهیلیست نیز می نامیدند. (6) لئون تولستوی ( 1910-1828) _ متفکر معروف روسی ، از آنارشیستهای مذهبی و آشتی جوی بود. وی وجود دولت را با اصول مسیحیت ناسازگار می دانست و معتقد بود تنها " محبت " است که باید بر مردم حکومت کند . مردم باید از خدمت نظام ، پرداخت مالیات و دادخواهی از دادگاهها خودداری کنند و دستگاههایی را که بر آنها فرمان می رانند باید از بین برد. اندیشۀ تولستوی درتفکر و اقدامات گاندی نیز اثر به سزایی داشت.در اینجا به علت کوتاهی در نوشتار این مقاله از ذکر نام آنارشیستهای دیگر خودداری می کنم.
نتیجه گیری:
اگر چه اندیشه و مکتب آنارشیسم در قرون گذشته ، طرفداران و پیروان نسبتا خوبی داشته ، اما امروزه کلمۀ آنارشیسم بیشتر معنای هرج و مرج ، آشوب طلبی و بی نظمی کامل را می دهد. در قرن بیستم آنارشیسم به جهات مختلف نفوذ خود را از دست داد ، پس از بحران بزرگ دهۀ 1930 ، وجود دولت برای ایجاد نظم لازم و آشکار گردید. (7) حتی در نظامهای سوسیالیستی و کمونیستی برای ایجاد نظم و اقتدار و قانون ، دولت قوی و قدرتمند ، لازم دیده شد. و بی نظمی در اثر نبود دولت و حکومت ، این جمله را ثبات بیشتری میدهد که ، " یک حکومت مستبد ، بهتر از بی نظمی و هرج و مرج است " . با این حال باز اندیشه های آنارشیستی در نیمۀ دوم قرن بیستم توسط متفکرینی مانند " هربرت مارکوزه " و " رابرت نوزیک " عنوان گردید. ولی باز هم این اندیشمندان حداقل دخالت دولت در زندگی افراد را لازم می دانند و دولت را تا اندازه ای موجه می دانند که حقوق افراد را حفظ و حمایت کند. ودر خاتمه به این نتیجۀ کلی می توان دست یافت که وجود حکومت و دولت نه تنها عامل نظم و ثبات هستند ، بلکه تضمین کنندۀ آزادی یکا یک افراد جامعۀ خود نیز می باشند ، زیرا آنان را از خطر هجوم و حملۀ دشمنان حفظ و مصون می دارد و آزادی قراردادی را بر انسان تحمیل می کند.
پانوشت:
1- مهندس محمد علی سادات ، آشنایی با مکتبها و اصطلاحات سیاسی ، ص69. 2-حسین بشیریه،آموزش دانش سیاسی،ص144. 3-individualism ،فرد باوری،یعنی اصالت فرد و طبق این فلسفه باید اجازه داده شود که هر کس به اختیار آزاد برای خود فکر و کار کند. 4- wiliam godwin (اهل انگلستان) 5-حسن علیزاده، فرهنگ خاص علوم سیاسی، ص40 . 6-مهندس سادات ، همان ص 70 . 7- حسین بشیریه، همان ص 148.
منابع:
1-علیزاده،حسن. فرهنگ خاص علوم سیاسی ، تهران، روزنه، 1386 2-سادات،محمد علی. آشنایی با مکتبها و اصطلاحات سیاسی ، چ1، تهران، هدی، 1360 3-بشیریه،حسین. آموزش دانش سیاسی، چ6، تهران، نگاه، 1385 4-مکاتب، واژه ها و اصطلاحات سیاسی و فلسفی، انجمن اسلامی انستیتو تکنولوژی مشهد 5-طاهری،ابولقاسم. تاریخ اندیشه های سیاسی در غرب، چ5، تهران، قومس،1383
( ادامه مطلب )
باز سلامی گرم به خوانندگاه عزیز این وبلاگ ،
من سعی میکنم در این وبلاگ شما را با انسانهای بزرگ و دانشمند زمان حال و گذشته آشنا کنم و چون خودم علوم سیاسی خواندم کمی هم اصطلاحات علوم سیاسی را به شما یاد بدهم.
در این وبلاگ قصد دارم ابتدا کسانی مانند آیت الله خمینی ، نلسون ماندلا، مائو ، وبسیاری از رهبران بزرگ سیاسی و دینی و سپس انسانهای بزرگ و نا شناخته مانند دکتر صفوی که ذر این وبلاگ شرح حالش را آورده ام آشنا سازم.
( ادامه مطلب )
قهرمان قهرمان ناشناخته ای به نام دکتر عطاءالله صفوی
متولد : ساری(1305)
سپری کردن بیش از 7سال از جوانی خود در زندانها و اردوگاههای کار اجباری بعد از جنگ جهانی دوم در سرزمین یخبندان و وحشتناک سیبری.
آزادی از اردوگاهها و سپس تبعید دائمی و اجباری در سرزمین شوروی و تاجیکستان .
تحصیل در تاجیکستان (1956) و گرفتن مدرک پزشکی از دانشگاه " بو علی سینا " تاجیکستان (دکترای اورولوژی).
ازدواج با مایا کوزمینا ، یکی از دانشجویان همدوره خود در 16 اوت 1962.
مهاجرت به ایران در اوایل دهه1360 ، و مورد بی اعتنایی قرار گرفتن از طرف مردم و دولت ، سپس بازگشت به تاجیکستان .
از معدود دکترهایی که بعد از انقلاب دارای مدرک اورولوژی بودند.
از سرنوشت فعلی بی خبر.
خصوصیات: مقاوم ، صبور و مهربان ، پاک و ساده و بی ریا به معنی واقعی کلمه، اندامی متوسط اما دارای روحی بزرگ به اندازه هزاران دریا ، سر آخر یک قهرمان و یک اسطوره ناشناخته ایرانی .
دکتر صفوی را می توان در قرنهای بعد به عنوان یک اسطوره مقاومت و ایمان به خدا در جملا ت ومثالها به کار برد. بزرگترین درسی که از دکتر صفوی میتوان آموخت امید به زنده ماندن و زندگی است.
کتاب(در ماگادان کسی پیر نمی شود)تالیف اتابک فتح الله زاده ، داستان زندگی پر فراز و نشیب دکتر صفوی میباشد که طی تماسهای تلفنی مولف با دکتر صفوی و مکاتبات و نامه نگاری بین آقای فتح الله زاده و دکتر صفوی به رشته تحریر در آمد. کتاب کم نظیری است به هموطنان عزیزم توصیه میکنم حتما آن را بخوانند . با خواندن آن انسان احساس می کند واقعا در سیبری و معادن آن قرار دارد .حال من در زیر بخشهایی از کتاب را برای شما می آورم.
آیا می دانی ماگادان چگونه جایی است؟ آنچنان جایی است که در آن 99 نفر می گریستند و فقط یک نفر می خندید ، او هم دیوانه بود! ماگادان جایی است که 8 ماه شب و 4 ماه روز است. ماگادان جایی است که مردگان را توی کیسه ای می گذاشتند و روی برفهای ابدی می انداختند. جایی است که کسی ترانه شاد نمی خواند . در ماگادان زندانیان هرگز پیر نمی شوند. زندانیان ماگادان سرود الوداع با عزیزان خود می خواندند و می دانستند که دیگر نخواهند توانست همسر، کودکان ، والدین و عزیزان خود را در آغوش بگیرند. در ماگادان درجه سرما در زمستان گاهی به 60 درجه زیر صفر می رسد. طبق قانون سوسیالیسم استالینی در سرمای تا 50 درجه زیر صفر باید کار می کردیم .نیروی زندانی به زودی به انتها میرسید و او به درک واصل می شد. (در ماگادان کسی پیر نمی شود . ص 110 )
بعضی وقتها با خودم حرف می زدم "عطا از کجا به کجا رسیدی ! چه ها که نکشیدی ! در کوره پز خانه عشق آباد که گرمایش به 60 درجه می رسید کار کردی . در اینجا در سرمای 50-30 درجه زیر صفر کار می کنی." گرچه فقط از من پوست و استخوان مانده بود اما به خود روحیه می دادم و از خودم تعریف می کردم : " بارک الله عطاء! تو ببر مازندرانی ! عطاء زنده می ماند." ( همان ص 162)
باری پس از بیماری یرقان حالم هر روز بدتر می شد . ضعیف تر و لاغرتر می شدم . ریختن سهمیه 18 تن ذغال در روز توی واگن برایم غیر ممکن بود. (همان ص163)
دربارۀ مستراح های سوسیالیسم شوروی می توان یک فصل کامل نوشت ، که اگر یک ایرانی ، آن هم ایرانی نسل حاضر آن را بخواند ، دیوانه می شود . مجسم کنید یک گودال به عمق 4-3 متر و به طول 8 تا 10 سانتیمتر و به عرض 2 متر که رویش با تخته پوشانده شده و در فاصله هر 75 سانتیمتر سوراخی در تخته به گودال باز کرده اند ، یک طرف این مستراح باز است و سرباز ها با مسلسل روبرویت ایستاده اند و به چشمهایت نگاه می کنند . حالا بچه مسلمان ، بیا و رفع حاجت کن ، تازه برای این نوع رفع حاجت وقت 5-4 دقیقه ای هم معین کردند. سربازها داد میزدند ؛ زود باشید، بلند شوید ، باید به جای خودتان بروید . از آفتابه ، کاغذ و کلوخ هم خبری نبود . درست مثل گاو و گوسفند کار خودمان را می کردیم. من دیگر بیشتر از این شرح نمی دهم. (همان ص 47-46)
( ادامه مطلب )
سلام من این وبلاگ را تازه ساختم و هدف من دادن اطلاعات و معرفی اشخاص و افراد گمنام و قهرمانی است که دیگران انها را نمی شناستد.